جملات آغازين هر متن و مقدمهاي كه بر هنر انيميشن و تاريخچهي آن نوشته ميشود، علاوه بر اين كه انيميشن را تداوم حركت و ثبت اثرات نوري ناشي از آن در چشم بيننده معرفي ميكند، خاستگاه آن را نيز به دوران پارينه سنگي و نقاشيهاي ديوارهي غارها نسبت ميدهد. نقاشيهايي كه در آن حيواناتي با چندين دست و پا به تصوير كشيده شده و به طور كلي نتيجهي كنجكاوي انسان اوليه در رفتار و حركات موجودات اطرافش بودهاند.
اين تعاريف گرچه منطقي به نظر ميرسند، اما چندي است كه نزد خانوادهي انيميشن ايران خريدار ندارند. اكنون از نگاه ما، نه نخستين فردي كه به تجربهي انيميشني دست زد اميل كول بود، و نه اولين ابزارهاي انيميشن بدون دوربين توماتروپ، زئوتروپ و پراكسي نوسكوپ هستند. از اين پس تعاريفي اين گونه با چنين جملاتي آغاز خواهند شد: اولين انيماتور جهان يك ايراني است، كه اگرچه نام و نشاني از او دست نيست، ولي ما او را مرد 41 سالهاي ساكن شهر سوخته ميناميم و نخستين وسيلهي انيميشن غيردوربيني جهان نيز جامي است سفالين كه اولين فريمهاي انيميشن جهان بر حاشيهي آن نقش بسته است؛ طرحي از يك بز در پنج حركت كه به سمت درختي حركت كرده و از برگ آن تغذيه ميكند. از همين رو نشان «بانك جامع پويانمايي ايران» از روي شخصيت اين بز طراحي شدهاست؛ البته كمي اغراقآميز و انيميشني شده ....